غزل هجرت
آيد آن روز كه من هجرت از اين خانه كنم از جهان پرزده در شاخ عدم لانه كنم
رسد آن حال كه در شمع وجود دلدار بال و پرسوخته كار شب پروانه كنم
روى از خانقه و صومعه برگردانم سجده بر خاك در ساقى ميخانه كنم
حالى حاصل نشد از موعظه صوفى و شيخ رو به كوى صنعى واله و ديوانه كنم
گيسوى و خال لبت دانه و دامند چسان مرغ دل فارغ از اين دام و از اين دانه كنم
شود آيا كه از اين بتكده بربندم رخت پرزنان پشتبر اين خانه بيگانه كنم
امام خميني (ره)
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 18:18 توسط محمد عبدی پور
|
http://www.delbaste.com/upload/images/nq97k5lb85jdwq653k1.jpg